حکمرانی در شرایطی واقع می شود که محدودیت منابع، امکان تخصیص منابع نامحدود را ناممکن می کند. به همین جهت ایجاد یک نظام حکمرانی خوب برای توسعه کشورها ضروری می باشد. یکی از حوزه های تصمیم گیری در سطح کلان در قرن حاضر، توسعه علوم و فناوریهای راهبردی است. حوزه های راهبردی همچون هوش مصنوعی، کوانتوم، زیست فناوری و ... نیازمند توجه و برنامهریزی هدفمند می باشد. علوم و فناوری های راهبردی اثرگذاری بالایی بر فعالیت های مختلف جامعه دارند. کشورها بدون توجه به این علوم و فناوریها از قطار توسعه پیاده میشوند. البته در زمانهای مختلف این علوم و فناوریها متفاوت میشوند و حتی میتواند برای هر کشوری نیز تفاوتهایی وجود داشته باشد. به همین جهت برای مواجهه با موضوع توسعه علوم و فناوریهای راهبردی نیازمند حکمرانی هوشمند و زیستبومساز هستیم. دو وجه هوشمندی و زیست بوم ساز از ویژگیهای حکمرانی در علوم و فناوریهای راهبردی است. وجه هوشمندی به ذات علوم و فناوریهای راهبردی در دوران کنونی مرتبط است. تحولات سریع و شتابان در این فناوریها، الگوهای حکمرانی سنتی را به چالش میکشد و الگوی حکمرانی نوین بایستی سیاستگذاری خود را به سمت ایجاد زیستبومهای خودسازمانده و هوشمند نسبت به تغییرات متمرکز کند. در این شرایط نقش بازیگران مختلف در توسعه علوم و فناوریهای راهبردی به رسمیت شناخته می شود و فرصت نقشآفرینی فعالانه در کارکردهای مختلف زیستبوم به آنها داده میشود. در صورت اینکه رویکردهای سنتی حکمرانی در این علوم و فناوریها بکارگرفته شود سرعت تغییرات از سیاستهای وضع شده در نظام حکمرانی پیشی میگیرد و این امر منجر به عقب افتادگی یا به هم ریختگی فرایند توسعه میشود. نگاه جدید به کارکردهای حکمرانی در توسعه حوزههای راهبردی نیاز امروز کشور میباشد و بایستی در کنار تخصیص منابع و امکانات مضاعف برای توسعه علوم و فناوریهای راهبردی، نسبت به پژوهش و توسعه الگوهای حکمرانی جدید اهتمام ورزید.