یکی از مراحل اصلی چرخة خط مشیگذاری، مرحلة ارزیابی خط مشی است. اگرچه در ادبیات نظری این حوزه به ندرت از عبارت «موفقیت خط مشی» استفاده میگردد؛ اما این مرحله حاوی مفروضات قوی و ضمنی در مورد این است که چه چیزی خطمشی موفق را تشکیل میدهد. تا کنون مطالعات متعددی به منظور تبیین مفهوم موفقیت خطمشی انجام شده که در این مطالعات، ابعاد و شاخصهای متنوعی برای سنجش موفقیت خط مشی بکار رفته است. با توجه به تنوع این ابعاد و اشتراکات و افتراقهایی که بین آنها وجود دارد، همچنین با توجه به ضرورت وجود چارچوبی جامع برای ارزیابی موفقیت خط مشی، در این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب، مدل جامعی جهت ارزیابی موفقیت خطمشی ارائه شده است. مبتنی بر مدل ارائه شده در این پژوهش به طور کلی میتوان ابعاد و شاخصهای موفقیت خط مشی عمومی را در ذیل 5 بُعد (مقوله) و 24 شاخص (مضمون) دستهبندی نمود. مبتنی بر نتایج این پژوهش، در صورت تحقق پنج بُعد اصلی که عبارتند از: وجود عوامل بیرونی و زمینهای مؤثر در موفقیت خطمشی، موفقیت در فرایند خطمشی (طراحی و تدوین خطمشی)، موفقیت در اجرا و عملکرد خطمشی، موفقیت ذینفعان مختلف (بازیگران سیاسی، مجریان خطمشی و جامعه هدف و کاربران خطمشی) و حمایت ایشان از مراحل مختلف خطمشی و موفقیت در اثربخشی خطمشی در طول زمان؛ میتوان انتظار موفقیت خطمشی عمومی را در بلندمدت داشت.